تبلیغات
پی نوشت - خواهر زمین کودکی هایم!

خواهر زمین کودکی هایم!

شنبه 8 آبان 1389 12:30 ق.ظنویسنده : مسعود

 

او...
برای نوشتن این پست هیجان عجیبی دارم! همین چند دقیقه پیش و کاملا "یهویی" تصمیم به نوشتن این پست کردم! پس اگه زیادی بیراهه رفتم جای تعجب نیست!

بچه تر که بودم خیلی به کتاب علاقه داشتم. حتی شاید بیشتر از الآن. بیشتر هم داستان می خوندم. اون هم ترکیبی از نوع علمی تخیلی و سبک دوست داشتنی رئال! از هری پاتر و دلتورا و دارن شان گرفته تا سه تفنگ دار و دور دنیا در هشتاد روز  و کنت مونت کریستو! به غیر از چند نویسنده ی ایرانی هم کار وطنی دیگه ای نمی خوندم. کارهایی که اکثرا توسط انتشارات بنفشه (قدیانی) چاپ میشد. هنوزم که هنوزه توی نمایشگاه کتاب سری به این انتشارات می زنم و کلی خاطرات دوران ابتدایی و راهنمایی برام زنده میشه.

توی اون موقعیت و عطش بیش از انداه من برای کتاب علمی تخیلی یا فانتزی خوندن به غیر از چند کتاب ایرانی کتاب دیگه ای نبود(از بین اونها اسم چند تائیش یادم مونده: هوشمندان سیاره اوراک ، جمعه در محاصره کاراگاهان ، جادوگران سرزمین بی سایه و خواهر زمین که به خاطرش دارم این پست رو می زنم). سطح و نوع روایت این کتاب ها هم در عین جذابیت با نمونه های خارجیش به شدت تفاوت می کرد . و خب من توی اون سن به نمونه های خارجی امتیاز بیشتری می دادم! البته یه کتاب بود که همیشه برام استثنا بود . «خواهر زمین» از آقای شهاب ملت خواه. کلاس چهارم یا پنجم ابتدایی بودم که مادرم این کتاب رو از مشهد برام خرید. و بعد از گذشت این همه سال هنوز که هنوزه چشمم دنبال این کتاب توی کتاب فروشی های کودک و نوجوان می گرده. کتابی که از نظر نوع روایت، خلق جهان فانتزی و قوانینش یکی از بهترین نمونه های فارسی ای بود که تابحال خوندم. مدت ها هم دنبال اثری از شهاب ملت خواه می گشتم ولی چیزی پیدا نکرده بودم.

خوشبختانه هیچ موقع از فضای داستان نویسی فانتزی فاصله زیادی نگرفتم و حداقل اتصال هرچند ناچیزی با این جریان و نویسنده های جوون و جدیدش دارم. جریانی که چند سالیه به وجود اومده .هرچند تحت تاثیر تفکر و سبک نویسندگانی مثل فیلیپ پولمن و داستان هایی مثل دارن شان . سبک هایی که حداقل سلیقه داستانی من خیلی باهاشون سازگار نیست. فضاهایی که کمترین ارتباط رو با فرهنگ یا حتی رفتارهای ملی مون داره.

خیلی حاشیه رفتم. «خواهر زمین» یکی از بهترین داستان هایی بود که دوران ابتدایی خوندم . داستانی با الگو گیری از فرهنگ خودمون، و دنیایی فانتزی، خلق شده از آینده ی  این فرهنگ. داستان هجوم بیگانگان به زمین که همزمان یک جهان موازی رو هم درگیر داستان می کنه. جایی به اسم خواهر زمین. .با اینکه بیشتر از 9-8 سال از خوندن کتاب می گذره هنوز تصاویر واضحی از بعضی قسمت های کتاب توی ذهنم هست. داستان های تخیلی دقیقا یکی از همون چیزهای هست که ما برای کنترل قهرمان پروری و حس کنجکاوی نوجوان ها دنبالش می گردیم. البته اگه بخوایم این نیاز رو با توجه به شرایط روز پاسخ بگیم شاید بهترین ایده ساخت بازی کامپیوتری با همچین ایده ای باشه.

امروز بعد مدت ها دوباره در مورد این کتاب و نویسنده اش جست و جو کردم. یک صفحه اختصاصی کتاب و یه سری اطلاعات دیگه در مورد آقای شهاب ملت خواه و کتاب جدیدشون بود که خیلی خوشحالم کرد. اینجا بیشتر در مورد کتاب نمی نویسم! گذشت این همه سال امکان نظر دادن بیشتر رو ازم گرفته! فقط تصاویر خوشایندی که از کتاب توی ذهنم بودم باز گو کردم.

 


برچسب ها: ادبیات فانتزی ، کتاب علمی تخیلی ، کتاب کودک و نوجوان ، خواهر زمین ، شهاب ملت خواه ، پسر هاجر دختر همسایه ، حورا ، سه تفنگ دار ، ادبیات داستانی ، هری پاتر ، دارن شان ، فلیپ پولمن ، دلتورا ، علمی تخیلی فانتزی ، نسل جدید نویسندگان فانتزی ، معرفی کتاب ، کتاب ، فرهنگ ایرانی ، جهان فانتزی ، جهان داستان ، روایت ،
آخرین ویرایش: شنبه 8 آبان 1389 12:58 ق.ظ

 
شنبه 18 شهریور 1396 11:40 ق.ظ
Hello it's me, I am also visiting this web site regularly, this site is in fact
fastidious and the visitors are really sharing nice thoughts.
سه شنبه 14 شهریور 1396 05:03 ب.ظ
Howdy! I know this is somewhat off topic but I was wondering if you
knew where I could locate a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having trouble finding one?
Thanks a lot!
جمعه 6 مرداد 1396 09:12 ب.ظ
I just couldn't leave your website prior to suggesting that
I really enjoyed the standard info a person provide
to your guests? Is gonna be back continuously in order to check
up on new posts
جمعه 6 مرداد 1396 06:52 ب.ظ
Nice response in return of this matter with real arguments and telling all regarding that.
شنبه 31 تیر 1396 11:20 ق.ظ
I always spent my half an hour to read this blog's content every day along with a mug of coffee.
پنجشنبه 18 خرداد 1396 08:46 ب.ظ
Genuinely when someone doesn't understand then its up to other visitors that
they will help, so here it takes place.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 06:21 ب.ظ
Hi there to every one, it's really a nice for me to visit this website, it
includes useful Information.
سه شنبه 2 خرداد 1396 10:58 ق.ظ
Hello! I've been reading your website for a while now and
finally got the bravery to go ahead and give you a shout out from Kingwood Texas!
Just wanted to say keep up the good work!
دوشنبه 28 فروردین 1396 03:34 ق.ظ
Hi this is kind of of off topic but I was wondering if
blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually code with
HTML. I'm starting a blog soon but have no coding know-how so
I wanted to get advice from someone with experience. Any help
would be enormously appreciated!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:33 ق.ظ
I'm truly enjoying the design and layout of your site.
It's a very easy on the eyes which makes it much
more enjoyable for me to come here and visit more often. Did you hire out a developer to create your theme?
Excellent work!
سه شنبه 18 آبان 1389 05:07 ب.ظ
لذت خواندن. لذت دانستن و لذت دانسته شدن. هر خوانی لذیذ می شئد که تبدیل به نوشته شود. تبدیل به لذت دانسته شدن شود.
یکشنبه 16 آبان 1389 11:34 ق.ظ
سلام. پس چی شد کمکی که بعد از دانستن ماجرای عاقبت به خیری فروغ وعده کرده بودید؟
شنبه 8 آبان 1389 10:02 ق.ظ
سلام

با احترام خاک.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر