تبلیغات
پی نوشت - چراغ هایی برای خاموش شدن!

چراغ هایی برای خاموش شدن!

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 08:29 ق.ظنویسنده : مسعود

 

او...
درباره رمان"چراغ ها را من خاموش می کنم" رویا پیرزاد

 لم دادم توی راحتی چرمی و بازش کردم. یکی از کتاب های ساردو بود که گفته بودم نخوانده ام . بالای صفحه ی اول نوشته شده بود" برای کلاریس، که می توانم روزها و روزها به حرف هایش گوش بسپارم. "

کتاب را بستم . اتاق خیلی هم خنک نبود و لی سردم شد. دوباره کتاب را باز کردم و جمله را خواندم. انگشت کشیدم روی نوشته. فکر کردم چه خط نرمی. یکدست و یک اندازه و مورب. خط ارمنی خودم صاف بود. حرف ها را تک تک می نوشتم و 0 هایم شبیه مستطیل های کوچک بودند. خط امیل انحناهای هم اندازه داشت و به هم پیوسته بود و – نرم.  .بدحالی و بیحوصلگی کم کم از بین رفت. مثل آب که ریز ریز بجوشد و بخار شود. حس کردم حالم خوب شد.

«چراغ ها را من خاموش می کنم» روایت متوالی روشن و خاموش شدن چراغ های زندگی یک زن ارمنیه. با روایتی قوی و جذاب و نثری خوب و روان. زویا پیرزاد به خوبی همه ی شخصیت ها رو کنار هم گذاشته تا یه داستان پر از کش و قوس برای مخاطب خلق کنه. اینکه مخاطب واقعا با داستان درگیر می شه رو هم می شه از نظر مثبت مخاطبان و فروش خوب کتاب فهمید، این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال 1380 پکا، برنده جایزه بهترین رمان 1380 بنیاد هوشنگ گلشیری و برنده لوح تقدیر جایزه ادبی یلدا در سال 1380 و جایزه کتاب سال ایران  در همین سال هم شد.

روایت با شجاعت دید زنانه خودش رو اعلام می کنه! شخصیت پردازی استخوان دار داستان برای بیشتر شخصیت هایی که مقابل کلاریس(شخصیت اصلی) قرار دارن باعث شده مخاطب دغدغه های زندگی کلاریس رو لمس کنه و  شریک مشکلات زندگی کلاریس بشه. شخصیتی که هیچ تکه گاه مادی و معنوی ای توی زندگی پیدا نکرده و یا نخواسته این تکیه گاه ها رو ببینه. البته نویسنده مخاطب رو توی یکی از همین نقاط روشن داستان از روایت جدا می کنه و اعلام می کنه که داستان به خوبی و خوشی تموم شده. پایانی نه چندان باز و نه به طور کامل بسته.

«چراغ ها را من خاموش می کنم» از نظر ادبی داستان قشنگی است، ولی قرار نیست هیچ پیام مهمی به مخاطب بده، کل بار اخلاقی داستان چند نکته درباره ارتباط با دیگران و انتظاراتیه که همه با کم و بیش توی زندگی باهاش دست و پنجه نرم می کنیم!

 کتابشناسی

 نام کتاب: چراغ ها را من خاموش می کنم
نویسنده: زویا پیرزاد
انتشارات: نشر مرکز
موضوع: رمان، جامعه، خانواده
296 صفحه
چاپ (؟)،دی1388،قیمت:5800 تومان


برچسب ها: چراغ ها را من خاموش می کنم ، زویا پیرزاد ، نقد کتاب ، معرفی کتاب ، کتاب ، رمان ، جماعه ، فرهنگ ، نشر مرکز ، برنده جایزه سال کتاب ایران ، جایزه ادبی یلدا ، جایزه پکا ، بنیاد هوشنگ گلشیری ، زندگی ارمنی ها در ایران ، شخصیت زن ، داستان ،
دنبالک ها: چراغ ها را من خاموش می کنم(آدینه بوک) ، چراغ ها را من خاموش می کنم؟(لیلا صادقی) ، چراغ ها را من خاموش می کنم زیرا روشن کردن چراغ از توان من بیرون است(والس) ، چراغ ها را من خاموش می کنم(ساحت نگاه) ، (چراغ ها را من خاموش می کنم)؛ رمان زن محور در چار چوب زنانه نویسی(شهر نوش) ، چراغ ها را من خاموش می کنم(عصیان) ،
آخرین ویرایش: جمعه 31 اردیبهشت 1389 09:45 ب.ظ

 
جمعه 6 مرداد 1396 10:15 ب.ظ
My programmer is trying to convince me to move to
.net from PHP. I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on a number of websites for
about a year and am worried about switching to another platform.
I have heard great things about blogengine.net.
Is there a way I can transfer all my wordpress content into it?

Any help would be really appreciated!
شنبه 31 تیر 1396 12:27 ب.ظ
Right away I am ready to do my breakfast, after having my breakfast coming over again to read more news.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 08:20 ق.ظ
Thanks designed for sharing such a good thinking, article
is good, thats why i have read it entirely
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 07:10 ب.ظ
My brother suggested I might like this web site. He was entirely right.

This post truly made my day. You cann't imagine just how
much time I had spent for this information! Thanks!
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 06:43 ب.ظ
Heya i am for the first time here. I found this board and I find It really useful & it helped me out much.

I hope to give something back and help others like you helped
me.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:30 ب.ظ
We're a gaggle of volunteers and opening a new scheme in our community.
Your site provided us with valuable information to work on. You've done an impressive process and our whole
group will be grateful to you.
جمعه 11 فروردین 1396 01:38 ق.ظ
I believe this is one of the so much significant info for me.
And i'm glad reading your article. But should observation on few
basic issues, The website style is wonderful, the
articles is really excellent : D. Excellent task, cheers
شنبه 1 خرداد 1389 12:54 ق.ظ
مسعود جان از این فرصتهای مجردی تووووپ استفاده کن دیگه گیرت نمی یادها
مسعود
چشم!‌ چاکریم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر