تبلیغات
پی نوشت - جریان شناسی محیط های مجازی و شبکه های اجتماعی

جریان شناسی محیط های مجازی و شبکه های اجتماعی

چهارشنبه 5 اسفند 1388 03:17 ب.ظنویسنده : مسعود

 

او...

مقاله زیر نوشتاری هرچند سطحی در مورد جریان شناسی محیط های مجازی و شبکه های اجتماعی از ابتدا تا امروزه. گذری هم به روند و سیر تکاملی اون و رابطه اش با کشور ایران زده شده. نقص هاش رو به بزرگی خودتون ببخشید.

انشاالله چند تا پست در مورد  تطبیق جنگ نرم با محیط وبلاگستان و محیط های مجازی با محوریت صحبت های مقام معظم رهبری هم تو آینده می زنم.

 


اولین نشانه های اجتماعی شدن فضای مجازی و اینترنت از تعریف مستقل فرد در این محیط  آغاز شد. آنجا که در سال 1999 اولین وبلاگ های شخصی پدیدار گشت .وبلاگ از کلمه ی یونانی «لاگ» که به پرونده ی گزارش سفر دریانرود ها گفته میشد ، گرفته شده است . تعریف جدید لاگ در اینترنت چیزی نزدیک به «پرونده های شخصی زندگی افراد » است . با هویت یافتن فرد، اساس تعامل های آینده در محیط مجازی پایه گذاری شد. تعامل هایی که با میدان های گفت و گو (forum) ، شبکه های اجتماعی و در نهایت بازی های گروهی تحت وب و زندگی های مجازی به سیر تکاملی خود ادامه  می دهد.


در ایران نیز با ظهور اولین وبلاگ ها در سال 1380 به وسیله سلمان جریری و کمی بعدتر حسین درخشان، موج وبلاگ نویسی فارسی شروع شد. پدیده ای که تا چند سال مهمترین رسانه ی تاثیر گذار مبتنی بر روابط اجتماعی افراد ، در فضای مجازی ایران بود. البته هنوز وبلاگ نویسی در ایران و در نسل جدید کاربران اینترنت به وفور دیده می شود ولی نکته ای که باید به آن توجه داشت، کاهش عطش وبلاگ نویسی در دنیای مجازی است . نکته ای که متاسفانه هنوز دستگاه های دولتی و غیر دولتی مرتبط با فضای مجازی کشور ما، آن را به خوبی درک نکرده اند و هنوز کشف تفاوت ها و شباهت های فضای وبلاگستان و محیط ها و شبکه های اجتماعی را پراهمیت نمی دانند.


بهتر است از دید دیگری به قضیه نگاه کنیم، ارتباطات  در فضای مجازی چه سیری را دنبال می کند؟


برای پاسخ به این سوال شاید بهتر باشد به تعریف دقیق از مفاهیم ارائه شده بپردازیم، همانطور که گفتیم زیربنای ارتباطات انسانی در فضای مجازی با ظهور وبلاگ شروع شد. وبلاگ مکانی برای درج همه آنچیزی بود که یک شخص به ذهنش می رسد! تفاوت عمده ی محتوایی آن را با سایت شاید بتوان در  «جدی گرفته نشدن» آن دانست. سایت های اینترنتی عموماً تحت نظر ارگان ها ، سازمان ها و شرکت های معتبر و برای اهداف مشخص ایجاد میشدند، در حالی که وبلاگ این خصوصیات را نداشت و فقط و فقط پنجره ای به زندگی نویسنده ی آن بود. امکان درج تجریبات ، احساسات و ... و دریافت بازخورد و واکنش مخاطبان بزرگترین جذابیت وبلاگ برای کاربران اولیه ی اینترنت بود. جذابیتی که گسترش سریع وبلاگ نویسی حاصل آن بود.


نوع روابط ، متفاوت بودن قید و بند ها و حتی در بعضی اوقات، ارزش ها و در یک کلام شخصیت مجازی متفاوت با شخصیت حقیقی که مخلوق ذهن کاربر اینترنت بود باعث شد فضای مجازی به عنوان بستری مناسب برای ارتباط با دیگران در طیف گسترده ای از کاربران انتخاب شود. و نکته ای که بدیهی است این است که عطش ارتباط حتما در حد وبلاگ باقی نخواهد ماند.


کم کم ارتباطات وبلاگی گسترده شد، حلقه های دوستی از طریق لینک ،کامنت و ... تا چند سال نیاز و عطش ارتباط را رفع می کرد . نیاز به ظهور نسل جدیدی از راهکارهای ارتباطی در فضای مجازی تولد web2 را به همراه داشت.اساس و آجر وب2 در اصل، تعامل بین افراد و توجه به کارکردهای گروهی فعالیت های مجازی بود.در همین زمینه ایجاد فروم ها(forum) یا تالارهای گفت و گو (میدان های گفت و گو) نسل جدیدی از پدیده های اجتماعی را در فضای مجازی به وجود آورد. Forum نیز کلمه ای یونانی  و به معنی میدان یا محل اجتماع عموم است. امکان بحث های چند نفره و تعاملات بیشتر از خصوصیت های بارز تالارهای گفت وگو بود. هرچند نسل های اولیه این تالارهای گفت و گو در محیط های وب قدیمی به وجود آمد، اما نوع کاربری از این محیط ها در زمره وب2 ها قرار می گیرد.


موج تالارهای گفت و گو هرچند تعاریفی جدید در حوزه ی ارتباطات مجازی به وجود آورد، ولی هیچگاه مانند وبلاگ عمیق و فراگیر عمل نکرد و بیشتر جنبه ی تخصصی و دایره المعارفی به خود گرفت. وبلاگستان تا سال 86 روند رو به رشد خود را ادامه می داد، ولی با ظهور شبکه های اجتماعی همه چیز تغییر کرد.


شبکه اجتماعی، ساختار اجتماعی ای است که بر اساس یک یا چند نوع خاص از وابستگی ، افراد مختلف را در یک ساختار تقریبا پیچیده کنار هم قرار می دهد. در فضای مجازی و در تحلیل این نیازهای خاص عوامل متعددی نقش دارند که شاید پررنگ ترین آنها همان نیاز به ارتباط در میان کاربران اینترنت باشد. شبکه های اجتماعی با رشد سریعی شروع به کار کردند، فیس بوک معروفترین و بزرگترین شبکه اجتماعی حال حاضر دنیاست که طبق آخرین آمار سایت پینگدام(http://royal.pingdom.com ) 350 میلیون کاربرد دارد که حداقل نیمی از این تعداد هر روز از این سایت استفاده می کنند. در کنار فیس بوک محیط های اجتماعی دیگری نظیر توئیتر، فرند فید، دلیشز،فلیکر،گوگل ریدر و یوتیوپ و بسیاری دیگر از محیط های اجتماعی فضای رسانه ای محیط مجازی را در دست گرفته اند. بی دلیل نیست که اهالی فضای مجازی کمتر فرصت مراجعه به خبرگزاری ها و سایت های خبری را برای به دست آوردن اطلاعات پیدا می کنند. گاهی در همین محیط های مجازی قدرت انتقال خبر افراد حتی بیشتر از غولهای رسانه ای دنیاست! به طور مثال در سایت توئیتر که مبتنی بر ارسال جملات کوتاه به مشترکان حساب کاربری شخص است، کاربر @aplusk بیش از 4 ملیون مخاطب دارد! یعنی هر جمله ی کوتاهی که این کاربر ارسال می کند، به صورت مستقیم به دست بیش از 4 ملیون کاربر می رسد . یا در سایت یوتیوپ فیلم های ارسال شده توسط برخی کاربران ، آمار مشاهده ی بالای 500 ملیون در ماه را دارند.


فیس بوک سایتی است که افراد با عضویت در آن می توانند مطالب،فیلم ها و عکس های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. کاربران دیگر در فیس بوک به 5 دسته تقسیم می شوند، دوستان، دوستان دوستان، غریبه، غیر عضو و کسانی که به دلایلی اجازه دیدن مطالب ما را ندارند. دوستان ما در مرحله ی اول  مطالب به اشتراک گذاشته شده ی ما را می بینند و دوستان دوستان حلقه دوم و احتمالا دوستان آنها حلقه های بعدی را تشکیل می دهند.


قدرت رسانه ای این سایت ها  آنجا بیشتر مشخص می شود که طبق آمار 30 میلیارد عکس فقط طی سال گذشته در فیس بوک به اشتراک گذاشته شده است یا تعداد فیلم هایی که تنها در طول یک روز در یوتیوپ توزیع می شود چیزی حدود 1 میلیارد است . با این همه تفاسیر ، ما کجای این جریان هستیم؟


ایران به عنوان پایتخت وبلاگ نویسی جهان، یکی از کشورهای شناخته شده  در عرصه ی فعالیت های اجتماعی – مجازی به حساب می آید، ولی متاسفانه با رویکرد غلطی که در قبال این پدیده جهانی اتخاذ شده، نه تنها بسیاری از فرصت های استفاده از این رسانه را از دست داده ایم، بلکه فرصت رشد وبلاگ های مخالف جریان انقلاب و اسلام  را فراهم کرده ایم و وبلاگ نویسان حامی انقلاب را بدون پشتوانه و حامی و حتی در محرومیت نگاه داشته ایم.


فضای فارسی محیط های مجازی ، چه در وبلاگستان و چه در شبکه های اجتماعی نیازمند جریان شناسی دقیق است. حتی اگر در مقایسه وبلاگستان خط انقلاب و مذهبی با وبلاگستان مخالف خط انقلاب از نظر کمی ، کمه ترازو به سمت وبلاگ نویسان متعهد سنگینی کند، باز هم نمی توان مدعی شد که نماینده ی وبلاگستان فارسی، وبلاگ های متعهد و انقلابی هستند. آنجایی که در میان معروف ترین و پربازدید ترین وبلاگ های فارسی ، تعداد انگشت شماری وبلاگ متعهد به چشم می خورد.


اهالی مجازی حامی خط انقلاب در مرحله ی اول از نداشتن رسانه ی مکمل رنج می برد. قدرت رسانه ای سایت هایی نظیر بالاترین و غیره. طیف مخالف که بسیاری از اپوزیسون های خارج از کشور نیز آنها را همراهی می کنند، به سبب نداشتن محدودیت ها، و حتی حمایت شدن از طرف جریان ضد انقلاب، همیشه یک قدم از جریان انقلابی جلوتر بوده، هرچند اضمحلالی که اینگونه سایت ها به آن مبتلا شده اند از حیث محتوایی بیشتر باعث لبخند مخاطب میشود.با این وجود  در مواردی که  کاربران متعهد گوی سبقت را ربوده اند، با سیاست های غلط ، از این جریان سیاسی عقب مانده اند. به طور مثال فضای سایت فرندفید در ماه های قبل از انتخابات فضایی پر از هیجان، بحث های سیاسی بین دو گروه و ارائه ی نظرات متفاوت بود که چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی فعالیت  طیف انقلاب حداقل در آن کمرنگ نبود، ولی با فیلتر شدن این سایت، عملا فضای فعالیت در این سایت و سایت های مشابه نظیر توئیتر و فیس بوک و غیره از کابران متعهد سلب شد.


موج جدیدی که از سال پیش در محیط مجازی ایجاد شده را شاید بتوان حلقه ی تکمیل کننده ورود به زندگی مجازی دانست. بازی های مجازی که اوج تعامل و ارتباط میان کاربران محیط مجازی را به رخ می کشد، بازی تحت شبکه تراوین بزرگترین این سایت هاست که با میلیون ها کاربر در حال فعالیت است. موج روزافزون ایجاد این بازی ها به کشور ما نیز سرایت کرده است. کلوب فوتبال من ، جنگ خان ها و ... از این قبیل بازی های تحت شبکه هستند. در این ضمینه حداقل می توان امیدوار بود که بنیاد ملی بازی های رایانه ای شروع این موج را پیش بینی و حرکتی همگام با این موج را شروع نموده است. ولی عدم تولید بازی جذاب تحت وب با محتوای دینی-ایرانی و راضی شدن به فلسفه ی غربی و مادی بازی هایی  نظیر تراوین جزو نقاط ضعف ما در مواجهه با این موج فرهنگی است. موجی که مشخصا قضر نوجوان کشور ما با آن در ارتباط است.


شاید بد نباشد در تکمیل این مقاله به زندگی مجازی هم اشاره ای بکنیم.غایت و شاید سقف ارتباطات مجازی! از سالیان پیش موج قوی ولی غیر فراگیری در فضای مجازی به راه افتاد که معروف ترین آنها سایت سکند لایف یا زندگی دوم بود. بازی نزدیک به واقعیتی که به وسیله آن می توان ظاهر شخصیت مجازی خودمان را خلق و با آن وارد دنیای زندگی دوم شویم و با هزاران نفر دیگری که دل از دنیای واقعی بریده اند در یک محیط کاملا مجازی زندگی کنیم! نکته قابل توجه امکان کسب درآمد در ازای همین زندگی مجازی است! مثلا شما در این زندگی شغل خیاطی را انتخاب می کنید، ولی پیراهنی که دوخته اید را با پول واقعی به فروش می رسانید! و در عوض برای تولید و تهیه مواد اولیه باید پول واقعی پرداخت کنید. و شاید خیلی دور نباشد زمانی که موج عظیم فراگیری این نوع زندگی و ارتباط در جامعه مجازی شروع شود.


در مواجهه با شبکه های اجتماعی که امروزه تبدیل به ابزار ارتباطی طیف مخالف انقلاب و منافقین و معاندین شده چند نکته حائز اهمیت است:
1. توجه به سیر تحولی فضای مجازی و پیشبینی حرکت های احتمالی و عدم ترس از مقابله به مثل.
2. ایجاد شبکه های موازی با جمعه هدف خاص ( شبکه های اجتماعی مجازی برای قشر خاکستری و انقلابی)
3. فعالیت در شبکه های مجازی و نگاه به عنوان فرصت رسانه ای به این محیط ها
4. سعی در جایگزین کردن نیازهای متعالی و ورود دغدغه های سازنده به این محیط ها


برچسب ها: تاریخچه وبلاگ ، تاریچه وبلاگ نویسی ، وبلاگ نویسی در ایران ، اولین وبلاگنویسان ایرانی ، تاریخچه فضای مجازی ، تاریخچه محیط های مجازی ، تاریخچه شبکه های اجتماعی ، سلمان جریری ، حسین درخشان ، ارتباطات مجازی ، فرندفید ، توئیتر ، گوگل ریدر ، دلیشز ، فلیکر ، بالاترین ، وبلاگ نویسی انقلاب ، جبهه سایبری انقلاب ، فعالان متعهد فضای مجازی ، فتنه ، جریانات سیاسی ، وبلاگستان خط انقلاب ، وبلاگستان مذهبی ، حمایت از فضای مجازی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 اسفند 1388 04:04 ب.ظ

 
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:50 ق.ظ
Very nice post. I simply stumbled upon your weblog and
wanted to mention that I've truly loved surfing around your weblog posts.
After all I will be subscribing to your rss feed and I hope you write again very soon!
سه شنبه 14 شهریور 1396 06:01 ب.ظ
Hey very nice blog!! Man .. Excellent .. Wonderful ..
I'll bookmark your blog and take the feeds also? I am satisfied to find numerous helpful information here
within the publish, we'd like develop extra techniques in this regard, thanks for sharing.

. . . . .
جمعه 6 مرداد 1396 09:09 ب.ظ
Hello, I enjoy reading all of your article. I like to write
a little comment to support you.
جمعه 30 تیر 1396 08:03 ق.ظ
That is a good tip particularly to those fresh to the blogosphere.
Simple but very accurate information… Thank you
for sharing this one. A must read post!
جمعه 26 خرداد 1396 09:39 ب.ظ
What's up to every single one, it's really a good for me to visit this web page, it includes helpful Information.
پنجشنبه 18 خرداد 1396 09:59 ب.ظ
Hi there, I do think your web site could be having web browser compatibility issues.
Whenever I take a look at your blog in Safari, it looks fine however,
when opening in IE, it has some overlapping issues.
I simply wanted to give you a quick heads up! Apart from that,
wonderful website!
شنبه 9 اردیبهشت 1396 12:03 ق.ظ
With havin so much content and articles do you ever run into any issues of plagorism or copyright infringement?
My website has a lot of unique content I've either written myself or outsourced but it
seems a lot of it is popping it up all over the web without my permission. Do you know any methods to
help reduce content from being stolen? I'd definitely appreciate it.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 06:48 ب.ظ
Hi, i think that i saw you visited my web site so i came
to “return the favor”.I am attempting to find things to enhance my web site!I suppose its ok to use a few of your ideas!!
شنبه 12 فروردین 1396 12:25 ق.ظ
Hello to all, it's genuinely a fastidious for me to pay a quick visit this
web site, it contains important Information.
سه شنبه 11 اسفند 1388 03:28 ق.ظ
آقا مسعود عزیز برادرم چرا خودتو گول میزنی؟
با این سرعت کیو گرفتنو احاکمه کردند؟
راستی اگر اینجوری بود چرا دادگاه این جانیان مثل مخالفان بدبخت عضو جنبش سبز یا بقیه مخالفان که اعدام شدند از صدا و سیمای ولی فقیه پخش نشد؟
چرا باور نداری که اینها با اجازه این جنایترو مرتکب شدند؟
مگر نمیشنوی که اون داره میگه(((( رجب زاده دستور ورود داده))))) عزیز من اون رهبری که تو قبولش داری از تمام این قضایا آگاهی داره اما تخت قدرتش براش مهمه و بس اگر لازم باشه حاضره 70 ملیون ایرانیرو هم بکشه و به جاشون فلسطینیهارو بیاره و ساکن کنه بعد توی سر اونها هم بزنه و بگه همین که من گفتم.
آقا مسعود اینها از ما نیستند به خدا اینها از ما نیستند و الا اینطور فرزندان این سرزمینو تکه تکه نمیکردند.
مسعود
شما که اینقدر با اطمینان صحبت می کنی چرا حرفی از این همه بی قانونی ای که طیف سبز کرد نمی کنی؟ من با بی قانونی مخالفم! حالا چه نیروی خود سری باشه که حمله کرده به کوی و چه کسی باشه که زورش به سطل آشغال و مردم کوچه خیابون می رسه و هر کی ریش داره رو کتک می زنه!
اشکان عزیز! اینکه رجب زاده دستور داده یعنی اینکه رهبر دستور داده؟ واقعا اینقدره سطح برداشتتون؟ مطمئنی صحبت رهبری رو در این باره نشنیدی؟
متاسفانه اشتباهی رو دارین می کنین که بارها تو تاریخ تکرار شده، یه نگاهی به تاریخ ایران هم بندازی خیلی چیزا براتون معلوم میشه، مشکل اینه که جمعیت حامی ولایت 22 بهمن رو نمی بینی و یه عده اپوز توهم زده ی خارج نشین رو نگاه می کنی!
دوشنبه 10 اسفند 1388 09:55 ق.ظ
استاد اجازه می فرمائید از مقالاتون کپی بگیریم.

التماس دعا.
مسعود
اختیار دارین! بفرمایید، فقط یه منبع هم ذکر کنید
دوشنبه 10 اسفند 1388 03:17 ق.ظ
تورو خدا آقا مسعود فیلم حمله به کوی دانشگاه را دیدی؟
آیا هنوز هم از اینها دفاع میکنی؟
اگر اینجوریه متاسفم.
از ته دل متاسفم چون هیچ انسانی با دیدن این صحنه ها که مسلما سازماندهی شده بوده و دیکتاتور بزرگ هم از اون ابراز بی اطلاعی میکنه دیگه نمیتونه از اینها دفاع کنه.
اونهم برای ریاست جمهوریه یک موجود دروغگو و نفرت انگیز که خودش خوب میداند بر روی خون چند نفر پا گذاشته و چه جنایاتی مرتکب شده تا روی این صندلی بنشیند.
واقعا ما از چه بزدلانی مجوز راهپیمایی میخواهیم کسانی که خودشان خوب میدانند هیچ جایگاهی در قلب ملت ایران ندارند کسانیکه خوب میدانند دیکتاتور هستند و میخواهند دست خونالودشان را در پیش چشم خلق پنهان کنند.
حقا که به قول شاملو.
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند.
بچه هایی که امید آینده مملکت هستند باهوشترینها بچه هایی که پدران و مادرانشان از همین سنگر دانشگاه این آقایان را به قدرت رساندند تا امروز فرزندانشان را به خاک و خون بکشند.
یا شنیدن دروغهای علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مبنی بر احتمال ساختگی بودن فیلم کوی دانشگاه اول دلم میخواست بروم و به صورت بی آبرویش تف بیندازم اما بعد دیدم ارزش همین را هم ندارد نمیدانم همسر و فرزندان این جانیان چطور لقمه حرام اینها را میخورند و چطور سر بلند میکنند و در خیابان به چشمان این مردم مینگرندو راه میروند.
متاسفم برای هر کس که از این جنایات حمایت میکند امید به آنکه وجدان خفته آنان که از از این مجانین قدرت حمایت میکنند بیدار شود و به خود آیند و ببینند که چقدر تنها هستند.
مسعود
رهبری در دیداری که بعد از این حادثه داشتن به شدت نسبت به این گروهی که این کار رو انجام داده بودن اعلام انزجار کردن! یه سریشون هم دستگیر و محاکمه شدن!
شنبه 8 اسفند 1388 12:13 ب.ظ
آقا مسعود گل گلاب پس چی شد این صورتجلسه
پنجشنبه 6 اسفند 1388 02:58 ب.ظ
اما ما ملتی هستیم با ادیان مختلف باورها و اعتقادات گوناگون و اقوام مختلف که باید به یکدیگر احترام بگذارند.
شاید شما فکر میکنید ما بهترین هستیم و در حال جنگ با جبهه کفر هستیم اما حقیقت اینست که قالب و اکثر ملت مثل شما فکر نمیکنند و دوست دارند در ارامش زندگی کنند و اینقدر برای ذره ای آزادی خون دل نخورند.
یکروز نشد که ما این تلوزیون لعنتی را روشن کنیم و شروع به بدگویی از غرب و اسراییلو تمام دنیا بجز فلسطینو البته بخش حماس و حزب الاه لبنان و سوریه نکند.
و تنها ما خوبیم و حزب فقط حزب اله ما درست میگوییم و حقیقت پیش ماست و ما وظیفه داریم جهان را تغییر دهیم و زمینه را برای ظهور امام زمان آماده کنیم.
دوست من کار خدا با خدا
دین از سیاست جدا.
ببین دولت چین کمونیستی خدا را ممنوع کرده خدا را قبول ندارد ببین در طول این مدت مردم چین چقدر بیشتر به سمت خدا و دین اجدادیه خود رفتند.
این قانون ممنوعیت است مردم باید در دین و ارتباط خود با خدا آزاد باشند آن موقع است که دین و خداوند محترم میمانند و اینهمه زشتکاری را به پای دین و خدا نمینویسند.
حالا ملت بدبخت ایران که همین را هم
نگفتند فقط آمدند در این انتصابات کذایی شرکت کردند و به رایشان خیانت شد به ملت باز هم بی احترامی شد باز هم مثل این 30 سال نا امید و دل شکسته در کنج خانه ها به خدا شکایت کردند و طلب خون فرزندانشان را کردند.
دوست من هیچوقت فکر کردی که مردم چرا اینقدر بی اعتقاد شدند ؟
چرا اینقدر خشمگین و عصبی شدند؟
چرا شادابی و سرزندگی از این سرزمین رخت بر بسته تنها زمانی که طی این چند سال من اندکی امید در چهره و حرفهای مردم دیدم اول سر انتخابات خاتمی بود و بعد هم همین امسال که عروسیه خون ملت پس از انتخابات بر پا شد.
ببین چقدر مردم به سمت بی دینی و ادیان دیگر میروند فقط بخاطر زشتکاریهای این آقایان که خود را نماینده خدا بر زمین میدانند.
امیدوارم بدون تعصب به حرفام نگاه کنی و بدون قضاوت بخونی خیلی حرفا دارم امیدوارم شما توان شنیدنش را داشته باشید.
من اعتماد میکنم امیدوارم به این امید خیانت نشود و حقیقتا بتوانیم حرفهای همدیگر را بدون باتوم و گاز اشک آورو شکنجه و اعدام بشنویم
پنجشنبه 6 اسفند 1388 02:57 ب.ظ
مشکل اینجاست که شما نمی خواهید کشتار ملت بی دفاع و در حال سکوترو باور کنید .شما چطور فیلم حمله ی سازماندهی شده به کوی دانشگاهو ندیدید یا اگر دیدید دیگه از چی دفاع میکنید؟
دوست عزیز چطور میتونی بگی مردم اومدن و علکی اتوبوس آتیش زدن ؟
چرا یکبار این نیروها نیومدند از معترضان حفاظت کنند و یک مجوز به مخالفان بدند تا مردم در کمال آرامش بیانو حرفشونو بزنند.
عزیز من چرا شما نمیخواهید قبول کنید ملت ایران با سیاستهای جمهوری اسلامی مخالفند حالا شما هر چی دلت میخواد اسمشو بذار.
بگو با آرمانهای امام فاصله گرفتند یا هر چیز دیگه.
دوست من اگر جمهوری اسلامی واقعا دنبال امنیت و آرامش ملت بود به صدای مردم گوش میداد و حقایق را میپذیرفت.
شاید شما دوست داری باور کنی محمود احمدی نزاد بعد از اونهمه دروغ و کارها و حرفهای زشت و اشتباه باز هم توسط ملت ایران انتخاب شد اما ما هم توی همین اجتماع زندگی میکنیم و انسانهای بی اطلاعی نیستیم کسانی را دیدم که طی این سی سال رای نداده بودند اما در این انتخابات شرکت کردند چون احساس خطر میکردند چون معتقد بودند کشور در خرافه و هزاران مشکل دارد غرق میشود.
همه آمدند تا پای صندوق رایی که از فیلتر خود جمهوری اسلامی گذشته بود انسان آرامتر و منطقی تری را انتخاب کنند و کشور را از جنگ احتمالی و هزاران مشکل دیگر نجات دهند.
آمده بودند تا کشورشان را از دست موجودی متوهم و دروغگو که هاله نور دور سر خود میبیند و برای امام زمان جاده میسازدو بعد هم همه را انکار میکند چون میبیند که گندش درآمده نجات دهند.
دوست من شاید شما و بعضی مثل شما ایرانیها را ملت و امت مسلمان بدانبد .
پنجشنبه 6 اسفند 1388 02:26 ب.ظ
سلام!
پنجشنبه 6 اسفند 1388 04:13 ق.ظ
اینها خسته از استبداد و اخبار تکراریه فلسطین و استکبار و صهیونیسمو همین حرفای 30 ساله که برای هیچکس نان و آب نشد و ملت بدبخت ایران فقط هزینه پرداخت و روز به روز ناتوانتر شد بودند.
عزیزم برادرم ما ملتیم نه اوباش.
ما خسته ایم از گشت ارشاد
از گرانی
از توهین و تحقیر
از تحمیل عقاید خسته ایم .
بگذارید خودمان خدا و دینمام را پیدا کنیم
بگذارید در دل خودمان خدا را جستجو کنیم نه به نام خدا و دینش بر سر کوی و بازار صخنه های فجیع ببینیم و با دست چشم بچه ها را بگیریم تا این خشونت برهنه و زشت را نبینند. حتی به نام مبارزه با اوباش.
که البته امروز اوباش جز نیروی انتظامی به خدمت دولت درآمدند.
خلاصه که درد فراوان استو درمان ---------------------------------------------------------
تمام راهها بسته و جایی برای تنفس نیست روزنامه ها تبدیل به زورنامه شده.
صدا و سیما تبدیل به سیمای ستم شده.
اینترنت سانسور
تلفن کنترل.
همه و همه و همه چیز ممنوع تا ریشه آزادی خواهی بخشکد.
غافل از اینکه این اندیشه و آرزو هر روز بزرگ و بزرگتر خواهد شد و متاسفم که این آقایان مردم را نادیده میگیرند و تاریخ را دروغ میپندارند و مثل تمام دیکتاتورها فکر میکنند ابدی و ماندگارند.
برادرم عزیزم ما ملتیم نه اوباش .
ما را نادیده گرفتند اما غافلند از اینکه صدام و استالین و بقیه دیکتاتورها هم همین بودند و سرنوشتشان را تمام عالم دیدند.
مسعود
خواهر من شما چقدر در مورد فلسطین شنیدید؟ واقعا بیشتر از اخبار سطحی صدا و سیما؟ اتفاقا بحث ما همینه! ما درست نشنیدیم، وگرنه فلسطین و دفاع از اون جزو آرمان های ماست!
آفرین! ما ملتیم، پس کاری نکنیم مرز بندی ها با اوباش از بین بره! کاری نکنیم امنیت شهر رو به هم بزنیم! با نیروی انتظامی و هر اشتباهی که کرده کاری ندارم! با خودمون کار دارم! بله من هم با گشت ارشاد مخالفم! ولی راه ابراز مخالفت همیشه کشیدن اعتراض ها به کف خیابونه؟ چقدر راه های دیگه رو امتحان کردید؟ نقد کنید حاکمیت رو! ولی نقد، نه اینکه بدون اینکه هیچ کار مثبتی انجام بشه یهو بیایم کف خیابون و اتوبوس آتیش بزنیم!
ببینید، من نه صدا و سیما رو مناسب می دونم، نه با همه جور فیلترینگی موافقم! ولی باز هم دلیل نمیشه به خاطر اینا باعث بشم کشورم ضربه ببینه و دشمن از کارم خوشحال بشه!
ما ملتیم خواهر من! کاش حقایق و انصاف رو نادیده نگیریم!
پنجشنبه 6 اسفند 1388 04:13 ق.ظ
من برای تمام دوستانم که سرا پا سبز به امید ریاست جمهوریه موسوی از صبح تا شب شاد و سر زنده به خیابان میرفتند قسم خوردم که حاکمیت هر که را بخواهد روی این کرسی مینشاند حالا هر چه میخواهد موسویه بیچاره رای داشته باشد.
ما اندر خم یک کوچه ماندیم و مردم بیچاره ایران برای یک ذره آزادی و حق حاکمیت ملی 100 سال جان کندندو خون دادند و امروز پس از آنهمه تلاشو مبارزه دست خالی بر عکس شهیدانشان بوسه میزنند و بر مزارشان که آقایان بسیجی حتی به سنگش هم رحم نمیکنند و سنگ قبر مرده را میشکنند اشک میریزند.
تمام حرفهای ندا حقیقت بود برو با چشمهای خودت ببین باز هم از این صحنه ها پیش خواهد آمد.
من ایمان دارم این آقایان برای حفظ خودشان حاضرند 30 ملیون ایرانی را به گلوله ببندند و بقیه را هم بازداشت و اعدام کنند.
امیدوارم قبل از تکه پاره شدن ایران یا قبل از یک جنگ خانمان سوز و یا خونریزیه بیش از این از ملت کمی بر سر عقل بیایند و بفهمند راه حکومت این نیست باید راه دل مردم را یافت اینها خس و خاشاک و بی غیرت نبودند که فریاد زدند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و هزاران شعار دیگر...
مسعود
یه نگاه به طیفی که آقای موسوی نمایندشون بود بکنید، واقعا اینها هیچ موقع توی دستگاه حاکمیت نبودن؟مردم عملکرد این گروه رو دیدن،عملکرد دولت آقای احمدی نژاد رو هم دیدن، و ادامه این روش رو انتخاب کردن! همونطور که 12 سال پیش آقای خاتمی رو انتخاب کردن! چرا این جبهه سیاسی هربار از ملت دست رد خورده این همه بلبشو به وجود آورده؟
من همینجا میگم که اگه کسی سنگ قبری رو شکونده واقعا اشتباه کرده و من به هیچ وجه اسم اون شخص رو بسیجی نمی زارم! اوباش به نظر من اسم بهتریه! یکم دیدتون رو باز تر کنید خواهر من! ما امت و ملت اسلامی هستیم، شعار نه غزه نه لبنان شعار برخواسته از این ملت نیست! بله ملت ما مشکلات اقتصادی دارن، من هم توی پول غلط نمی زنم! از وضع اقتصاد کشور هم راضی نیستم ولی دلیل نمیشه بی انصافی کنم! من نمی گم خس و خاشاک و بی غیرت بودند کسانی که این شعار رو دادن، ولی به نظر من متاسفانه از آرمان های امام فاصله گرفتند!
پنجشنبه 6 اسفند 1388 04:12 ق.ظ
از اونجاییکه دامهای زیادی برای ردیابیه مخالفان گذاشته شده بهتره این اولین و آخرین بار باشه که اومدم حرفای دلمو با شما بزنم .
یک کلام اول و آخر حرفامه برای ندا نوشته بودی بیا در مورد یک موضوع خاص مثل رهبری صحبت کنیم.
بهتره بری صحبتهای پیر جمارانو که حتی از صدا و سیما اجازه پخش نداره دانلود کنی و گوش کنی که گفت
( پدران ما در 50 سال پیش صد سال پیش و ......پیش
یک حق انتخابی داشتند انتخاب کردند تمام شده ما چه گناهی کردیم؟
ما نسل نو هستیم و حق انتخاب داریم.
اما ظاهرا اینها همه فقط حرفای قشنگی بودند که در بهار آزادی برای دلخوشی و قدرتمند شدن گفته شد.
به فاصله کوتاهی همه و همه به باد رفت.
برادرم . عزیزم اگر به قول ندا و بقیه هنوز بین ما برادری باشه به حرمت اینکه گفتی دستت روی احدی بلند نشده.
اصل مطلب اینه که سران جمهوریه اسلامی فکر نکردند با این تقلب بزرگ چی بر سر خودشون خواهند آورد. فکر نکردند ملت قد علم میکنه و همه چیز به یکباره از هم خواهد پاشید.
قلب همه لبریز درد و اعتراض بود اما باز هم آمدند تا از طریقی مسالمت آمیز اوضاع را کمی تغییر دهند و کمی حلقه ارتجاع را باز کنند تا اندکی نفس بکشند اما غافل از اینکه آقا حکم 4 سال بعد احمدی نزاد را در همان نشستی که گفت شما خودتان را برای 4 سال بعد هم آماده کنید تنفیذ کرده بود.
ملت ایران باید این سیلی را میخورد تا بداند هیچ ارزشی برای این حاکمیت ندارد و سیاستهای این آقایان بر اساس عناد با ملت و لجبازی با ملت است.
مسعود
علیک سلام! از جمله اولتون می گذرم!
تا جایی که می تونم صحبت های امام رو می خونم،و افتخار می کنم به اینکه نسبت به آرمان های امام بیش از اندازه احساس علاقه می کنم! طبق همین آرمان های امام میگم فلسطین پاره تن اسلامه و باید ازش حمایت کنیم و طبق همین اصول می گم جنگ ما جنگ با کفره!
خواهر من نسل انقلاب ما هنوز هست و اکثریت این نسل رو به وضوح میشه دید که هنوز پای این انقلاب موندن! 22 بهمن رو که انکار نمی کنید؟ و اکثریت نسل به قول شما نو هم همین عقیده رو داره، هرچند وظیفه من و امثال من و شما نقادانه نگاه کردنه و باید این کار رو بکنیم! و صد البته خود من هم به خیلی از مواردی که در حکومت وجود داره نقد و مشکل اساسی دارم، ولی به اصل حکومت موافقم و برای رفع مشکلاتش حاضرم از خودم تا حد جون مایه بزارم! من وطنم و ملتم و کشورم رو دوست دارم!
از شما خواهش می کنم یه بار بدون پیش فرض به قضایا نگاه کنید! شما پیش فرض تقلب که به اذعان خیلی ها (حتی سران جریانتون ) پیش فرض غلطیه رو مبنی قرار دادید!
میشه بگید رهبری کی به آقای احمدی نژاد همچین حرفی زدن؟ ایشون یه تذکری دادن به دولت نهم که برنامه ها رو برای یک سال نریزن، خیلی برنامه ها رو باید برای دولت بعد گذاشت! بی منطقی خواهشا نکنید !
متاسفانه تعریف من از ملت با شما فرق داره! نمونه ی ملت برای من اون مردمی بودن که 22 بهمن شعار جمهوری اسلامی سر دادن و وفاداریشون رو به نظام و رهبری اعلام کردن!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر